رفتن به مطلب

الیسا اعتمادی

مدیریت ارشد
  • تعداد ارسال ها

    23
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

1 دنبال کننده

اطلاعات شخصی

  • نام
    الیسا اعتمادی

موسیقی

آخرین بازدید کنندگان نمایه

51 بازدید کننده نمایه

دستاورد های الیسا اعتمادی

عضو جستجوگر جامعه

عضو جستجوگر جامعه (4/14)

  • شروع‌کننده مکالمه
  • یک هفته در کنار ما

نشان‌های اخیر

0

اعتبار در سایت

  1. راه دشوار آلمان برای رسیدن به دموکراسی آلمان پس از جنگ جهانی دوم توانست یکی از استوارترین دموکراسی‌های جهان را بر روی ویرانه‌های ناسیونا‌ل‌سوسیالیسم بسازد. اما نادرست است اگر بپنداریم که نظام دموکراتیک در این کشور صرفا "هدیه‌ی متفقین" بوده است. در آستانه‌ی برگزاری انتخابات پارلمانی سال ۲۰۲۱ در آلمان، همه‌ی جهانیان به این کشور به عنوان الگوی موفقی از دموکراسی پارلمانتاریستی می‌نگرند. بی‌تردید نیز آلمان در حال حاضر یکی از استوارترین دموکراسی‌های جهان است. اما تاریخچه‌ی دموکراسی در این کشور، پس از جنگ جهانی دوم آغاز نشده است. هنوز بسیاری می‌پندارند که دموکراسی صرفا هدیه‌ی متفقین غربی به آلمان بوده و همه چیز با تأسیس "جمهوری فدرال آلمان" در سال ۱۹۴۹ آغاز شده است. فریدریش ابرت، رئیس شورای نمایندگان خلق، در دسامبر ۱۹۱۸ به سربازان بازگشته از جبهه‌های جنگ خوشامد می‌گوید اما این تصور نادقیقی است. البته این سخن درستی است که بدون نابودی ماشین جنگی نازیسم، ساختمان دموکراسی در آلمان ناممکن می‌بود. اما پیشینه‌ی تلاش برای دستیابی به دموکراسی در این کشور، به بیش از ۱۵۰ سال‌ پیش از تاسیس جمهوری فدرال آلمان بازمی‌گردد و در جنبش‌های آزادیخواهانه‌ و حق‌طلبانه‌ی مردم این کشور از اواخر قرن هجدهم به این سو ریشه دارد. آلمان در دوران نوین تاریخ خود که با انقلاب فرانسه آغاز می‌شود، تا رسیدن به نظامی دموکراتیک، از چهار دوره عبور کرده است: "عصر ناپلئونی"، "عصر ترمیم ارتجاع و انقلاب"، "عصر امپراتوری قیصری" و سرانجام "عصرجمهوری وایمار". سرزمین‌های آلمانی در این دوره‌ی طولانی، افزون بر اصلاحات مداوم از "بالا"، دو انقلاب از "پایین" را نیز از سرگذراندند و تجربه‌ای گرانبها با "جمهوری وایمار" در تاریخ خود اندوختند تا سپس بتوانند پس از جنگ جهانی دوم، روح این اندوخته‌ها را در کالبد "جمهوری بن" و بعدها "جمهوری برلین" روان سازند. به فرازهایی از تلاش برای گسترش و ژرفش دموکراسی در آلمان در این چهار دوره نگاهی گذرا می‌‌افکنیم.
  2. دانشمندان می‌خواهند ماموت پشمالو منقرض شده را به زندگی برگردانند یک شرکت‌ علوم زیستی جدید اعلام کرده با استفاده از فناوری‌های تازه می‌تواند ماموت پشمالو (Woolly Mammoth) منقرض شده را به زندگی برگرداند. شرکت «Colossal» که با بخش ژنتیک دانشگاه هاروارد همکاری می‌کند، گفته با استفاده از الگویی گونه‌های انقراض یافته یا آسیب دیده را احیا می‌کند تا روی تغییرات اقلیمی تاثیر مثبتی داشته باشد. مدیر اجرایی و هم‌بنیانگذار Colossal، «بن لام» اعلام کرده تا به حال بشریت نتوانسته از این فناوری برای بازسازی اکوسیستم، درمان کره زمین و حفظ آینده خود از طریق بازسازی حیوانات منقرض شده استفاده کند. از این فناوری علاوه بر بازگرداندن گونه‌های منقرض شده باستانی مانند ماموت‌ها، می‌توان برای حفظ گونه‌های در خطر یا حیواناتی که انسان‌ها در مرگ آن‌ها نقش داشته‌اند نیز استفاده کرد. ماموت‌های پشمالو بیشتر در مناطق قطبی وجود داشتند و با انسان‌های اولیه که گیاهخواران مقاوم به سرما را برای غذا شکار می‌کردند و از عاج و استخوان‌های ماموت‌ها به عنوان ابزار استفاده می‌کردند، همزیستی داشتند. این حیوانات حدود ۴ هزار سال پیش از بین رفتند و دانشمندان تا چندین دهه تکه‌های عاج ماموت، استخوان‌ها، دندان‌ها و موهای آن‌ها را برای بازیابی و تعیین DNA جمع‌آوری می‌کردند. Colossal می‌گوید بقایای این موجودات در قطب که دست نخورده باقی مانده، جمع‌آوری کرده و اکنون از ژنوم آن‌ها می‌توان حیوان دورگه فیل و ماموت به وجود آورد. این کمپانی می‌گوید فیل آسیایی و ماموت‌های پشمالو ۹۹.۶ درصد DNA مشابهی دارند. استاد ژنتیک دانشگاه هاروارد و یکی از مدیران شرکت، «جورج چرچ» از تکنیک‌های پیشگام از جمله فناوری CRISPR برای مطالعه گونه‌های منقرض شده استفاده می‌کند. او می‌گوید: «فناوری کشف شده و چشم‌انداز بزرگ پیش روی آن یعنی راه رفتن ماموت‌های پشمالو، می‌تواند فرصت‌های بسیار مهمی در حفاظت از طبیعت و فراتر از آن ایجاد کند. الگوهای مهاجرت گسترده ماموت‌های پشمالو برای حفظ محیط زیست و قطب شمال، بسیار مهم تلقی می‌شود. احیای جانوران می‌تواند باعث احیای علفزارهای قطبی و مبارزه با تغییرات آب و هوایی شود.» نویسنده : حامد کولیوند منبع : digiato
  3. برای زنده‌ماندن در اینترنت به بی‌اعتنایی انتقادی نیاز دارید اگر بخواهید بفهمید مطلبی در اینترنت راست است یا دروغ، باید چیزهایی بیش از تفکر انتقادی بلد باشید. اینترنت دریای بی‌پایان اطلاعات است. راست و دروغ در این دریا چنان درهم آمیخته‌اند که گاهی همۀ امیدمان را برای رسیدن به حقیقت از دست می‌دهیم. بااین‌حال، یک استاد دانشگاه استنفورد می‌گوید شاید باید ابزارهایمان را برای تشخیص راست از دروغ در دنیای مجازی تغییر دهیم. در مدارس به ما می‌آموزند که برای قضاوت دربارۀ یک متن باید اول آن را با دقتِ تمام خواند. اما در دنیای آنلاین، مهم‌تر از خواندن یک متن، توانایی فراتر رفتن از آن است. سم واینبرگ، کانورسیشن: اینترنت جای خطرناکی است. نویسندۀ مطلبی در یک وب‌سایت ممکن است واقعاً نویسندۀ آن نباشد. ارجاعاتی که به آن مطلب مشروعیت می‌بخشد ممکن است ارتباط ناچیزی با مدعیاتش داشته باشد. امکان دارد نشانه‌های اعتباربخشی مثل دامنۀ .org جعل استادانه‌ای باشد که یک نخبۀ روابط عمومی ساکن واشنگتن دی.سی. انجام داده است. اگر چندین مدرک دکترا در ویروس‌شناسی، اقتصاد و پیچیدگی سیاست‌‌های مهاجرتی نداشته باشید، اغلب اوقات هنگامی‌که سر از سایتی ناآشنا در می‌آورید، عاقلانه‌ترین کار بی‌اعتنایی است. بی‌اعتنایی به اطلاعات چیزی نیست که در مدرسه به شما بیاموزند. مدرسه عکس آن را آموزش می‌دهد: خواندن کامل و دقیق یک متن پیش از قضاوت دربارۀ آن. هر نظری پیش از خواندن کامل آن نسنجیده است. اما در اینترنت، جایی‌که معجونی از تبلیغات‌چی‌ها، لابی‌گرها، نظریه‌پردازان توطئه و دولت‌های خارجی نقشه کشیده‌اند تا توجه‌ شما بدزدند، این راهبرد نابودتان می‌کند. بی‌اعتناییِ انتقادیِ آنلاین دقیقاً هم‌اندازۀ تفکر انتقادی اهمیت دارد. علتش آن است که، مثل بازی پین‌بال که در آن توپ از این اهرم به آن اهرم انداخته می‌شود، توجه ما نیز از یک نوتیفیکیشن به یک پیامک و از آن به لرزش بعدی‌ تلفن همراهمان پرتاب می‌شود. طبق مشاهدات هربرت سایمن، برندۀ فقید جایزۀ نوبل، این وفورِ بیش‌ازحد هزینه دارد و هزینه‌اش کمیابی است. سیل اطلاعات توجه را می‌فرساید و توانایی تمرکز را تضعیف می‌کند. سایمن نوشت جامعۀ مدرن با چالشی روبه‌روست؛ منابعی که ممکن است توجه را مصرف کنند بیش‌ازحد فراوانند. جامعۀ مدرن باید بیاموزد تا «توجه را، به‌نحوی مؤثر، در میان این منابع توزیع کند». ما داریم جنگ بین توجه و اطلاعات را می‌بازیم. چسبیدن به سایت موضوع مطالعۀ من در مقام یک روان‌شناس کاربردی، این است که آدم‌ها چگونه می‌فهمند چه چیزی در فضای مجازی حقیقت دارد. تیم پژوهشی من، در دانشگاه استنفورد، اخیراً نمونه‌ای ملی متشکل از ۳۴۴۶ دانش‌آموز دبیرستانی را بر اساس توانایی‌شان در ارزیابی منابع دیجیتال سنجیده است. در این پژوهش، دانش‌آموزان وب‌سایتی را با استفاده از اینترنت بررسی کردند. این وب‌سایت مدعی است «گزارش‌هایی واقعی» را دربارۀ اقلیم‌شناسی منتشر می‌کند. از دانش‌آموزان خواسته شده بود تا دربارۀ موثق‌بودن این سایت قضاوت کنند. پیامی روی نمایشگر به آن‌ها یادآوری می‌کرد که می‌توانند هرجایی در اینترنت را برای رسیدن به پاسخ جست‌وجو کنند. اکثر آن‌ها، به‌جای ترک‌کردن سایت، دقیقاً همان کاری را کردند که مدرسه آموزش می‌دهد، یعنی به همان سایت می‌چسبیدند و مطالبش را می‌خواندند. به صفحۀ «دربارۀ ما» می‌رفتند؛ روی گزارش‌های فنی کلیک می‌کردند و نمودارها و جداول را بررسی می‌کردند. این سایت پر از زرق‌وبرقِ پژوهش‌های دانشگاهی بود و خیلی خوب به نظر می‌رسید، مگر برای کسی که مدرک کارشناسی ارشد اقلیم‌شناسی داشته باشد. دانش‌آموزان معدودی، یعنی کمتر از ۲درصد آن‌ها، فهمیدند صنعت سوخت فسیلی حامی این سایت است، اما به کاربستن تفکر انتقادی دربارۀ محتوای سایت آن‌ها را به این نتیجه نرساند. آن‌ها با بیرون‌رفتن از سایت و مراجعه به دیگرجاهای وبِ آزاد موفق شدند به این موضوع پی ببرند، یعنی برای شناختنِ اینترنت از اینترنت استفاده کردند. یکی از دانش‌آموزانی که نام آن گروه را در اینترنت جست‌وجو کرد نوشت «این سایت پیوندهایی با شرکت‌های بزرگی دارد که عامدانه می‌خواهند مردم را دررابطه با تغییرات اقلیمی گمراه کنند. بنابر گزارش یو.اس.ای تودی، اِکسان حامی مالی این مؤسسۀ غیرانتفاعی بوده تا اطلاعاتی گمراه‌کننده دربارۀ تغییرات اقلیمی پخش کند». این دانش‌آموز به‌جای آنکه خودش را با گزارش‌ها درگیر کند و فریب زبانِ خنثی‌نمایِ این سایت را بخورد کاری را کرد که صحت‌سنج‌های حرفه‌ای انجام می‌دهند: او سایت را ازطریق ترک‌کردن آن ارزیابی کرد. صحت‌سنج‌ها به کاری می‌پردازند که ما به آن «خوانش جنبی» می‌گوییم. آن‌ها، پیش از اینکه بخواهند درگیر محتوای سایت شوند، تب‌های جدیدی بالای نمایشگرشان باز می‌کنند و به جست‌وجوی اطلاعات دربارۀ یک سازمان یا فرد می‌پردازند. صحت‌سنج‌های حرفه‌ای تنها پس از رجوع به اینترنت آزاد برآورد می‌کنند که آیا این محتوا ارزشِ صرفِ توجه را دارد یا نه. آن‌ها می‌دانند که نخستین قدمِ تفکر انتقادی این است که بدانیم چه زمانی باید آن را به کار ببندیم. تفکر انتقادی خبر خوب اینکه می‌توان به دانش‌آموزان این‌گونه خواندن اینترنت را آموخت. ما در یک دورۀ آنلاین، در دانشگاه نورث تگزاس، ویدئوهای آموزشی کوتاهی قرار دادیم که خطرات درگیرشدن با سایتی ناشناخته را نشان داده و به دانشجویان طریقۀ ارزیابی آن را آموزش می‌داد. دانشجویان در آغازِ دوره فریب ویژگی‌هایی را می‌خوردند که دستکاری‌شان به‌نحو مضحکی آسان است، مواردی مثل «ظاهر» یک سایت، وجود لینک‌هایی به منابع رسمی، مجموعه‌ای از ارجاعات علمی یا صرفِ مقدارِ اطلاعاتی که سایت فراهم می‌کند. در امتحانی که در آغاز نیم‌سال تحصیلی گرفتیم، تنها سه دانشجو از میان ۸۷ نفر بودند که سایت را برای ارزیابی آن ترک کردند. در پایان دوره، بیش از سه‌چهارم آن‌ها این کار را کردند. پژوهشگران دیگری نیز که راهبردهایی مشابه را تدریس می‌کنند به نتایج امیدوارکنندۀ مشابهی رسیده‌اند. مقاومت‌کردن دربرابر جذبۀ اطلاعاتِ مشکوک آموختنی است و آموختن آن به چیزی بیش از راهبردی جدید در جعبه‌ابزار دیجیتال دانشجویان نیاز دارد. تنها در شرایطی می‌توان به این مقاومت دست یافت که فروتنانه آسیب‌پذیری‌مان را بپذیریم، اینکه علی‌رغم قدرت‌های فکری قابل‌توجه و مهارت‌های تفکر انتقادی، هیچ‌کس مصون نیست از ترفندهای خطیری که شارلاتان‌های دیجیتال امروزی به کار می‌برند. وقتی در سایتی ناآشنا می‌مانیم و تصور می‌کنیم آن‌قدر باهوشیم که رکب نمی‌خوریم، توجهمان را هدر می‌دهیم و کنترلمان را به دست طراحان سایت می‌سپاریم. هنگامی که چند ثانیه وقت صرف می‌کنیم و آن سایت را با یاری‌گرفتن از قدرت‌های استثنایی وبِ آزاد می‌سنجیم، هم کنترلمان را پس می‌گیریم و به‌وسیلۀ آن می‌توانیم ارزشمندترین دارایی‌مان، یعنی توجه‌مان، را بازپس‌گیریم. مترجم : علی امیری منبع : tarjomaan
  4. آغاز درمان اولین انسان با دستکاری ژنتیکی محققان برای اولین بار از روش دستکاری ژنتیکی کریسپر برای درمان یک بیمار در آمریکا استفاده کرده اند تا میزان کارآیی و ایمنی روش مذکور مشخص شود. اگر چه پیش از این تلاش هایی در این زمینه در چین انجام شده، اما جنجال ها و حاشیه های این کار استفاده از کریسپر را در این کشور ناتمام گذاشت و حالا چند شرکت دارویی مانند ورتکس و CRISPR Therapeutics با همکاری یکدیگر در حال اعمال این روش بر روی فردی هستند که به یک بیماری نادر خونی مبتلاست. پیش از این در سال ۲۰۱۸ هم تلاش هایی در این زمینه در آمریکا انجام شده بود. اما سازمان دارو و غذای آمریکا به علت ابهام های موجود در این زمینه ادامه استفاده از روش درمانی کریسپر را متوقف کرده بود. روش دستکاری ژنتیکی کریسپر که به CTX۰۰۱ نیز شهرت دارد برای مداوای برخی انواع تالاسمی و کم خونی ها نیز قابل استفاده است. این بیماری ها معمولا به علت جهش ژنتیکی رخ می دهند و استفاده از روش دستکاری ژنتیک کریسپر به دستکاری سلول های بنیادی و جلوگیری از افزایش هموگلوبین در گلبول های قرمز خون و نجات بیمار منجر می شود. قرار است این روش در ماه های آینده بر روی بیماران دیگری در کانادا و اروپا نیز آزمایش شود. این افراد نیز به تالاسمی مبتلا هستند و البته برای بررسی نتیجه این کار باید تا پایان سال ۲۰۱۹ انتظار کشید.
  5. نورون زیستی از نظر محاسباتی چقدر پیچیده است؟ دانشمندان شبکه عصبی مصنوعی را برای تقلید از نورون زیستی آموزش دادند و نتایج آن‌ها راه جدیدی برای تفکر درباره پیچیدگی سلول‌های مغز ارائه می‌دهد. مغز نرم ما با تراشه‌های سیلیکونی سخت موجود در پردازنده‌ی کامپیوتر بسیار متفاوت به‌ نظر می‌رسد؛ اما دانشمندان سابقه‌ی طولانی در زمینه مقایسه‌ی این دو دارند. همان‌طور که آلن تورینگ در سال ۱۹۵۲ گفته بود: «به این واقعیت علاقه نداریم که حالت مغز ژله‌مانند است. به عبارت‌ دیگر، فرم آن اهمیتی ندارد؛ بلکه فقط قدرت محاسباتی آن است که اهمیت دارد.» امروزه قوی‌ترین سیستم‌های هوش مصنوعی از نوعی یادگیری ماشین به نام یادگیری عمیق استفاده می‌کنند و الگوریتم‌ آن‌ها با پردازش حجم عظیمی از داده‌ها به کمک لایه‌های پنهانی از گره‌های به‌هم‌پیوسته که شبکه‌های عصبی عمیق نامیده می‌شوند، وظایف خود را یاد می‌گیرند. همان‌طور که از نام آن‌ها مشخص است، شبکه‌های عصبی عمیق از شبکه‌های عصبی واقعی درون مغز الهام گرفته‌اند و گره‌ها از روی نورون‌های حقیقی مدل‌سازی شده‌اند؛ یا حداقل بر اساس آنچه عصب‌شناسان در دهه‌ی ۱۹۵۰ در مورد نورون‌ها می‌دانستند، یعنی زمانی که مدل عصبی تأثیرگذاری به نام پرسپترون متولد شد، طراحی شده‌اند. از آن زمان، درک ما از پیچیدگی محاسباتی نورون‌های منفرد افزایش چشمگیری پیدا کرده و مشخص شده است نورون‌های زیستی بسیار پیچیده‌تر از نورون‌های مصنوعی هستند؛ اما چقدر؟ برای پی بردن به این موضوع، دیوید بنیاگوئف، آیدان سگف و مایکل لندن، از دانشگاه عبری اورشلیم، شبکه‌ی عصبی عمیقی را آموزش دادند تا محاسبات نورون زیستی شبیه‌سازی‌شده را تقلید کند. آن‌ها نشان دادند که شبکه عصبی برای نمایش پیچیدگی یک نورون زیستی، به ۵ تا ۸ لایه از نورون‌های به‌هم‌پیوسته نیاز دارد. حتی خود نویسندگان همچنین پیچیدگی را پیش‌بینی نمی‌کردند. بنیاگوئف می‌گوید: «فکر می‌کردم ساده‌تر و کوچک‌تر باشد.» انتظار او این بود که سه تا چهار لایه برای دستیابی به محاسباتی که درون سلول انجام می‌شود، کافی باشد. تیموتی لیلیکرپ که الگوریتم‌های تصمیم‌گیری را در شرکت دیپ‌مایند گوگل طراحی می‌کند، با اشاره به نتایج مطالعه می‌گوید: «شاید لازم باشد در مورد سنت قدیمی مقایسه‌ی تقریبی نورون مغز با نورون تعریف‌شده در یادگیری ماشین تجدید نظر کنیم.» اساسی‌ترین قیاس میان نورون‌های مصنوعی و واقعی، شامل نحوه‌ی مدیریت اطلاعات ورودی است. هر دو نوع نورون سیگنال‌های ورودی را دریافت می‌کنند و بر اساس این اطلاعات تصمیم می‌گیرند که سیگنال خود را به نورون‌های دیگر ارسال کنند یا نه. نورون‌های مصنوعی برای این تصمیم‌گیری بر محاسبه‌ی ساده‌ای متکی هستند؛ اما ده‌ها سال پژوهش نشان داده این فرایند در نورون‌های زیستی بسیار پیچیده‌تر است. دانشمندان علوم اعصاب محاسباتی برای مدل‌سازی رابطه‌ی ورودی‌های دریافت‌شده توسط شاخه‌های بلند درخت‌مانند نورون که دندریت نامیده می‌شود و تصمیم نورون برای ارسال سیگنال، از نوعی تابع ورودی-خروجی استفاده می‌کنند. این تابع همان چیزی است که نویسندگان مطالعه جدید به‌منظور تعیین پیچیدگی نورون زیستی، آن را به شبکه عصبی عمیق مصنوعی آموزش دادند. پژوهشگران کار خود را با ایجاد شبیه‌سازی عظیمی از تابع ورودی-خروجی نوعی نورون با درختان متمایز از شاخه‌های دندریتیک در پایین و بالای آن که به «نورون هرمی» معروف است، شروع کردند که مربوط به قشر مغز موش صحرایی بود. آن‌ها سپس شبیه‌سازی را وارد شبکه عصبی عمیق کردند که در هر لایه حداکثر ۲۵۶ نورون مصنوعی داشت. پژوهشگران افزایش تعداد لایه‌ها را ادامه دادند تا به دقت ۹۹ درصد در سطح میلی‌ثانیه بین ورودی و خروجی نورون شبیه‌سازی‌شده دست پیدا کردند. شبکه عصبی عمیق با موفقیت رفتار تابع ورودی-خروجی را با حداقل ۵ (اما نه بیشتر از ۸) لایه مصنوعی پیش‌بینی کرد که در بیشتر شبکه‌ها تقریبا معادل ۱۰۰۰ نورون مصنوعی برای فقط یک نورون زیستی بود. پیچیدگی محاسباتی یک نورون واحد مانند نورون هرمی در سمت چپ، متکی بر شاخه‌های دندریتی است که با سیگنال‌های ورودی بمباران می‌شوند. این‌ امر به تغییرات ولتاژ موضعی منجر می‌شود که با تغییر رنگ نورون‌ها نشان داده شده است (قرمز یعنی ولتاژ بالا و آبی یعنی ولتاژ پایین). قبل از اینکه نورون تصمیم بگیرد سیگنال خود را ارسال کند، سه بار افزایش ولتاژ را تجربه می‌کند. این پدیده در شاخه‌های انفرادی در سمت راست نشان داده شده است که در آن رنگ‌ها مکان دندریت‌ها را از بالا (قرمز) به پایین (آبی) نشان می‌دهند. به گفته‌ی آندریاس تولیاس، دانشمند عصب‌شناسی محاسباتی در کالج پزشکی بیلور، نتیجه مطالعه‌ی جدید ارتباطی میان نورون‌های زیستی و نورون‌های مصنوعی ایجاد می‌کند؛ اما نویسندگان مطالعه هشدار می‌دهند که هنوز نورون‌های توصیف‌شده به‌طور دقیق نماینده نورون‌های زیستی نیستند. لندن می‌گوید: «رابطه میان تعداد لایه‌هایی که در شبکه عصبی دارید و پیچیدگی شبکه آشکار نیست.» بنابراین واقعا نمی‌توانیم بگوییم مثلاً با رفتن از چهار لایه به پنج لایه، چقدر پیچیدگی بیشتری خواهیم داشت. همچنین نمی‌توانیم بگوییم نیاز به ۱۰۰۰ نورون مصنوعی به این معنا است که نورون زیستی دقیقا ۱۰۰۰ برابر پیچیده است. ممکن است استفاده از نورون‌های بیشتر درون هر لایه درنهایت به شبکه عصبی عمیقی با یک لایه منجر شود؛ اما احتمالا برای یادگیری الگوریتم به داده‌ها و زمان بسیاری بیشتری نیاز خواهد داشت. لندن می‌گوید: «معماری‌های بسیار زیادی را با اعماق زیاد و عوامل مختلف امتحان کردیم و در بیشتر موارد شکست خوردیم.» نویسندگان کد خود را برای تشویق پژوهشگران دیگر برای یافتن راه‌ حل هوشمندانه‌ای با استفاده از لایه‌های کمتر به اشتراک گذشته‌اند؛ اما با توجه به دشواری یافتن شبکه عصبی عمیقی که بتواند با دقت ۹۹ درصد از نورون تقلید کند، نویسندگان اطمینان دارند نتیجه‌ی آن‌ها مقایسه‌ی معناداری برای پژوهش‌های بیشتر ارائه می‌دهد. لیلیکرپ می‌گوید نتایج مطالعه ممکن است راه جدیدی برای ارتباط دادن شبکه‌های عصبی که تصاویر را طبقه‌بندی می‌کنند، با مغز ارائه بدهد. این شبکه‌های عصبی اغلب به بیش از ۵۰ لایه نیاز دارند. اگر هر نورون زیستی مانند یک شبکه عصبی پنج لایه باشد، شاید شبکه طبقه‌بندی تصاویری که دارای ۵۰ لایه است، معادل ۱۰ نورون واقعی در شبکه زیستی باشد. نویسندگان همچنین امیدوار هستند نتایج آن‌ها معماری کنونی شبکه‌های عمیق پیشرفته را در هوش مصنوعی تغییر بدهد. سگف می‌گوید: «می‌خواهیم فناوری کنونی شبکه‌های عمیق با چیزی جایگزین شود که به کار مغز نزدیک‌تر شود.» آن‌ها پیشنهاد می‌کنند که هر واحد ساده در شبکه‌های عمیق امروزی با واحدی جایگزین شود که نشانگر یک نورون است. در این سناریوی جایگزین، پژوهشگران و مهندسان هوش مصنوعی می‌توانند یک شبکه عمیق ۵ لایه را به‌عنوان شبکه کوچکی برای جایگزینی هر نورون مصنوعی اضافه کنند. اما برخی پژوهشگران دراین‌باره تردید دارند که آیا این کار واقعا برای هوش مصنوعی سودی دارد. آنتونی زادور، عصب‌شناس آزمایشگاه کولد اسپرینگ هاربر آمریکا، می‌گوید این موضوع سؤالی بی‌جواب است و پژوهش جدید اساسی برای آزمایش آن فراهم می‌کند. خارج از کاربردهای هوش مصنوعی، مقاله‌ی جدید همچنین توافق‌ نظر دانشمندان را در رابطه‌ با قدرت محاسباتی درختان دندریتیک و به نیابت از آن، نورون‌های انفرادی تقویت می‌کند. در سال ۲۰۰۳، سه نفر از دانشمندان علوم اعصاب با مدل‌سازی آن به شکل شبکه عصبی دو لایه، نشان دادند درختان دندریتیک نورون هرمی محاسبات پیچیده‌ای انجام می‌دهند. در مقاله جدید، نویسندگان بررسی کردند که کدام ویژگی‌های نورون هرمی الهام‌بخش پیچیدگی بسیار بیشتر شبکه‌های عصبی عمیق ۵ تا ۸ لایه‌ی آن‌ها بوده است. آن‌ها نتیجه‌گیری کردند که این پیچیدگی حاصل درختان دندریتیک و گیرند‌ه‌ی خاصی است که پیام‌های شیمیایی را روی سطح دندریت‌ها دریافت می‌کند. این یافته‌ها با کارهای گذشته در این زمینه سازگار بود. برخی براین باورند که نتیجه‌ی کار جدید به این معنا است که دانشمندان عصب‌شناس باید مطالعه نورون‌های واحد را در اولویت بیشتری قرار بدهند. کنراد کوردینگ، متخصص عصب‌شناسی محاسباتی در دانشگاه پنسیلوانیا، می‌گوید: «این مقاله موجب می‌شود تفکر در مورد دندریت‌ها و نورون‌های انفرادی بسیار مهم‌تر از گذشته شود.» دیگران مانند لیلیکرپ و زادور پیشنهاد می‌کنند که تمرکز روی نورون‌ها درون یک مدار برای یادگیری اینکه مغز چگونه از پیچیدگی‌های محاسباتی نورون‌های واحد استفاده می‌کند، اهمیت فراوانی دارد. در هر صورت، زبان شبکه‌های عصبی ممکن است بینش جدیدی در مورد قدرت نورون‌ها و درنهایت مغز فراهم کند. گریس لیندسی، دانشمند عصب‌شناسی محاسبانی در کالج دانشگاهی لندن، می‌گوید: «تفکر بر اساس لایه‌ها و عمق و عرض به ما حس شهودی از پیچیدگی محاسباتی می‌دهد.» لیندسی همچنین هشدار می‌دهد که کار جدید هنوز یک مدل را با مدل دیگر مقایسه می‌کند. متأسفانه در حال‌ حاضر برای عصب‌شناسان غیر ممکن است که تابع ورودی خروجی کامل یک نورون را ثبت کنند؛ بنابراین ممکن است در نورون زیستی اتفاقات بیشتری رخ بدهد که هنوز نمی‌دانیم. به عبارت‌ دیگر، نورون‌های واقعی ممکن است پیچیده‌تر باشند. لندن می‌گوید: «مطمئن نیستیم که بین ۵ تا ۸، واقعا عدد نهایی قرار داشته باشد.» نویسنده : مریم صفدری منبع : zoomit
  6. دوش آب سرد چگونه می‌تواند سیستم ایمنی بدن شما را تقویت کند شواهد زیادی وجود دارد که نشان می دهد دوش آب سرد در صبح می تواند بیماری را از بین ببرد و حتی ممکن است به هوشیار ماندن مغز کمک کند. یک مطالعه هلندی در سال ۲۰۱۶ در مجله PLOS One منتشر شد که در آن ۳۰۱۸ نفر را به صورت آنلاین استخدام کردند و سپس به طور تصادفی آنها را برای دوش گرفتن هر روز صبح به مدت یک ماه یا به یک گروه کنترل که به حالت عادی ادامه دادند اختصاص دادند. کسانی که دوش آب سرد داشتند بیشتر به افرادی که از آنها خواسته شد این کار را به مدت ۳۰ ثانیه، ۶۰ ثانیه یا ۹۰ ثانیه انجام دهند تقسیم شدند. زمستان بعد آنفلوآنزا شیوع داشت و معلوم شد افرادی که دوش آب سرد گرفته اند ۳۰٪ کمتر از افرادی که در گروه کنترل هستند، مرخصی بیماری می گیرند. در مورد بهبود سلامت روان، مطالعه ای مرتبط با دوش انجام نشده است. به نظر می رسد محققان دانشگاه کمبریج، چند سال پیش یک پروتئین "شوک سرما" به نام RBM3 را شناسایی کردند که میزانش در موش ها در واکنش به سرد شدن ناگهانی افزایش می یابد و به نظر می رسد برای ایجاد ارتباطات جدید بین سلول های عصبی در مغز مهم است. اخیراً، آنها سطح بالاتری از RBM3 را در خون شناگران معمولی در آب سرد پیدا کردند. اگر ایده شنای آب سرد در ماه های آینده را دوست دارید، احتیاط کنید و با یک دوست بروید یا به یک باشگاه بپیوندید. چند سال پیش من با همسرم در حال شنا بودیم که ناگهان همه چیز سیاه شد. چند ساعت بعد به بیمارستان آمدم. همسرم گفت که من به ساحل شنا کرده ام و سپس با نگاه خیره به اطراف نگاه کردم، بدون اینکه بدانم کجا هستم. به نظر می رسد من چیزی تحت عنوان "فراموشی جهانی گذرا" را تجربه کرده ام که توسط آب سرد ایجاد شده است.
  7. ناسا به کمک شبکه فضای عمیق سیگنال‌هایی را به آنطرف منظومه شمسی ارسال میکند ناسا قصد دارد با استفاده از شبکه فضای عمیق خود سیگنال هایی را به ورای منظومه شمسی ارسال کند. شبکه فضای عمیق ناسا بزرگترین و حساس ترین سیستم ارتباط دور برد جهان محسوب می‌شود که از آنتن های رادیویی غول پیکر تشکیل شده است. هدف از تهیه شبکه فضای عمیق نیز انجام ماموریت های فضاپیمایی میان سیاره ای است که توسط آزمایشگاه پیشرانه جت ناسا انجام می گیرد. وظیفه اصلی این آنتن‌ها نیز ارتباط بین فضاپیماها در فضا، فرمان دادن به آنها و دریافت داده ها و تصاویر آنها می باشد. آنتن های مربوط به شبکه فضای دوردست برای انجام ماموریت های فضاپیما و مشاهده فضایی رادیویی در این شبکه به کار گرفته شده‌اند. شبکه فضای دوردست ناسا ماموریت‌هایی را در مدار زمین نیز انجام می دهد. سه مرکز ارتباط عمیق فضایی در فاصله ۱۲۰ درجه از یکدیگر روی زمین قرار دارند. این سه مرکز به ترتیب در صحرای موهاوی کالیفرنیا، مادرید اسپانیا و کانبرا استرالیا قرار دارند. این مراکز ارتباط بی وقفه با فضا فراهم کرده و توانسته به یک شبکه دقیق ارتباط در جهان تبدیل شود. شبکه فضای دوردست ناسا از سال ۱۹۶۳ آغاز به کار کرده و مدام در حال بروزرسانی است. تاکنون ۳۹ مأموریت به طور منظم انجام داده و ناسا قصد دارد ظرفیت آن را نیز در آینده افزایش دهد. شبکه فضای عمیق ناسا هم اکنون قادر است چندین سیگنال مختلف را از یک آنتن دریافت کند و همزمان آن را به گیرنده دیجیتال منتقل کند.این قابلیت در آینده می‌تواند در گسترش دانش انسان از فضا و اکتشافات فضایی مورد استفاده قرار بگیرد.
  8. در جستجوی حیات در سیاره مریخ قرن‌ها قبل از آغاز عصر فضا و فرستادن سفینه‌های فضایی به کرات دیگر، زمینی‌ها با تلسکوپ‌های ابتدایی و حتی استفاده از رمالی و جادوگری به دنبال یافتن نشانه‌های حیات در کره مریخ بودند. در قرن نوزدهم تصور بر این بود که خطوط صافی که در سطح مریخ قابل مشاهده است کانال‌‌های آبیاری است که توسط موجودات سبزرنگ ساکن این سیاره ساخته شده است. البته واقعیت این است که هیچ خط صافی در مریخ وجود ندارد، اما اشتباهات ستاره‌شناسان آن زمان که با روایت‌های خیالی از رمال‌هایی که می‌گفتند با موجودات سبز رنگی که با زبانی شبیه به زبان فرانسه صحبت می‌کردند، باعث این تصورات شده بود. پیشرفت علم به این تصورات پایان داد. امروزه ما می‌دانیم که سطح مریخ به علت تابش اشعه‌های کیهانی بسیار گرم‌تر و سردتر از آنی است که امکان زندگی (مانند آنچه ما در کره زمین آن را تجربه می‌کنیم) در آن وجود داشته باشد. اما جستجو برای یافتن حیات در مریخ هرگز متوقف نشده است. تلاش برای یافتن شواهدی از زندگی در مریخ یک مسئله ساده نیست. اگر زندگی در مریخ وجود داشت، احتمالاً میکروبی بود و میلیون‌ها سال پیش زندگی می‌کرد. این بدان معناست که برای یافتن شواهدی از وجود آن مریخ‌نوردانی مانند «استقامت» و «کنجکاوی» باید به دنبال سرنخ‌های پنهان‌شده در نمونه‌های سنگ باشند، اما همه سنگ‌ها نشانه‌های حیات را ندارند؛ چراکه برخی مواد معدنی بهتر این سرنخ‌ها را حفظ می‌کنند. یک مطالعه جدید با استفاده از داده‌های مریخ‌نورد کنجکاوی مشخص کرده است که چه شاخص‌هایی از زندگی در طول تاریخ مریخ حفظ یا نابود شده‌اند. کنجکاوی در حال کشف یک بستر دریاچه خشک‌شده به نام دهانه گیل است که دارای لایه‌های رسی در پایین آن است. خاک رس در حضور آب تشکیل می‌شود و در حفظ نشانه‌های زندگی بسیار عالی است؛ بنابراین مکان خوبی برای جستجو است، اما به نظر می‌رسد که این مواد معدنی رسی در طول زمان ثابت نیست. محقق اصلی این تحقیق اظهار کرد: «ما فکر می‌کردیم که وقتی این لایه‌های مواد معدنی رس در پایین دریاچه در دهانه گیل تشکیل شود، آن‌ها به همین ترتیب باقی می‌مانند و لحظه‌ای را که میلیاردها سال پیش تشکیل شده‌اند حفظ می‌کنند. اما بعدا آب‌نمک بعضی از نقاط این مواد معدنی رسی را خراب کرد.» لایه دیگر از این مواد معدنی نمک است. نمک سطح مریخ نشان از وجود حیات در این سیاره دارد. گروهی از محققان ناسا دریافته‌اند که به احتمال زیاد بر روی مریخ نمک‌ ارگانیک یافت می‌شود. به نقل از ناسا، این نمک‌ها بقایای ترکیبات آلی هستند. مانند ترکیباتی که پیش از این توسط مریخ‌نورد کنجکاوی کشف شده بود. ترکیبات آلی و نمک‌های مریخ ممکن است در اثر فرآیندهای زمین‌شناسی تشکیل شده باشند یا بقایای حیات میکروبی گذشته باشند. یافتن نمک در مریخ علاوه بر این که بر شواهد وجود مواد آلی در مریخ می‌افزاید، از وجود حیات در مریخ در حال حاضر نیز پشتیبانی می‌کند زیرا با توجه به موارد موجود در زمین، برخی ارگانیسم‌ها برای تامین انرژی از نمک‌های آلی مثل اگزالات و استات استفاده می‌کنند. جیمز ام‌تی لوئیس(James M. T. Lewis)، ژئوشیمی‌دان می‌گوید: «اگر بر روی سطح مریخ مکان‌هایی پیدا کنیم که در آن‌ها نمک‌های آلی متمرکز شده‌اند علاقه‌مندیم که بیشتر آن محیط‌ها را بررسی کنیم و آن مناطق را حفاری کنیم و به نقاطی برسیم که در آن‌ها مواد آلی بهتر حفظ می‌شوند.» استقامت چطور شروع به کار کرد؟ دانشمندان فکر می‌کنند که در سیاره مریخ، بیش از سه میلیارد سال پیش زندگی وجود داشته است. در آن زمان این سیاره از دریاچه و رودخانه پوشانده شده بود و درجه حرارت در آن جا بیشتر از امروز بود. چندی پیش، مریخ‌نورد استقامت ناسا اولین نمونه سنگ را با موفقیت از سطح مریخ جمع‌آوری کرد. نمونه‌ها که به منظور یافتن نشانه‌هایی از حیات جمع‌آوری می‌شوند، در ماموریتی در آیندۀ نزدیک، به زمین آورده می‌شوند تا در زمین توسط محققان آزمایش شوند. همه این‌ها بدان معنی است که جستجوی مدارک مربوط به زندگی در مریخ حتی پیچیده‌تر از آن است که فکر می‌کردیم اما غیرممکن نیست. نویسنده : فرناز گنج خانلو
  9. مصرف روزانه ویتامین D برای تقویت سیستم ایمنی بدن اهمیت ویتامین دی با وجود ویروس کرونا دو چندان شده است و چون کمتر از خانه بیرون میرویم میزان پایینتری از این ویتامین را دریافت میکنیم که باعث کمبود گسترده‌تر این ویروس شده است. ویتامین دی یکی از ویتامین‌های بسیار ضروری برای بدن است که نقش بسیار مهمی در بدن دارد. مهم ترین کارایی که این ویتامین در بدن دارد استحکام استخوان‌ها است و باعث جذب مواد معدنی مورد نیاز تقویت و ترمیم استخوان می‌شود. از نکات کلیدی در مورد این ویتامین این است که بسیار کم در غذا یافت می‌شود و در ما این ویتامین را قالباً از طریق خورشید دریافت میکنیم. با پرتوهای فرابنفش نور خورشید که به پوست برخورد می‌کنند لایه‌ای درون پوست ما به نام اپیدرم شروع به ساخت ویتامین دی می‌کند. نشانه کمبود این ویتامین بیشتر به شکل پوکی استخوان خود را نشان می‌دهد ولی چون این ویتامین نقش بسیار گسترده در بدن دارد مشکلات مختلف مربوط به سیستم ایمنی و هورمون‌ها هم می‌تواند ناشی از کمبود ویتامین دی باشد. بیش از نیمی از جمعیت ایران کمبود ویتامین دی دارند و یکی از دلایل حاد شدن مشکل کرونا هم کمبود این ویتامین و آماده نبودن بدن برای مقابله با ویروس است. ماهی های چرب مثل شاه ماهی و ساردین شامل این ویتامین می‌شوند ولی راه حل مناسبی برای جایگزینی نور خورشید نیستند چون نمیتوانیم دائم آنها را بخوریم و همچنین فرایند پخت غذا میتواند ویتامین آن را از بین ببرد. در نتیجه بهترین منبع ویتامین دی به جز نور خورشید مکمل‌های غذایی حاوی این ویتامین هستند. میزان 400 الی 800 واحد یا 10 الی 20 میکروگرم مقدار توصیه شده روزانه این ویتامین است.
  10. تولید شیر انسان خارج از بدن برای نخستین بار دانشمندان برای اولین بار در دنیا موفق به تولید شیر انسان خارج از پستان شده‌اند که این فرمول جدید عاری از سموم محیطی، مواد حساسیت‌زای غذایی و داروها است. شیردهی برای بسیاری از بانوان ممکن است شرایطی پیچیده باشد. با این حال، آکادمی اطفال آمریکا(AAP) توصیه می‌کند نوزادان حداقل ۶ ماه اول عمر خود را فقط از شیر مادر تغذیه کنند. البته گفتن این توصیه آسان‌تر از انجام آن است، زیرا شیردهی به نوزاد با مشکلاتی نظیر قفل شدن دهان نوزاد و گاز گرفتن پستان و ناراحتی و درد و البته گاهی شیر ناکافی همراه است. زنانی که نمی‌توانند شیردهی کنند، به شیر گاو روی می‌آورند. با این حال، این نوع شیر فاقد آنتی بادی یا پادتن موجود در شیر مادر است و همچنین تولید آن موجب تولید گازهای گلخانه‌ای می‌شود. اکنون شرکت "BIOMILQ" اعلام کرده است که اولین شیر انسانی کشت سلولی شده در جهان را خارج از پستان مادر تولید کرده‌ که یک جایگزین سالم و سازگار با محیط زیست برای شیر خشک است. به گفته دکتر "جنیفر اسمیلوویتز" محقق شیر و مشاور فنی شرکت "BIOMILQ"، شیر انسان از نظر ترکیب و ساختار بسیار پیچیده است و شبیه‌سازی و تولید آن در خارج از بدن مادر نزدیک به غیرممکن است. اما شرکت "BIOMILQ" در مدت ۱۱ ماه موفق به بازسازی شیر مادر شد. این شرکت از حمایت "بیل گیتس" برخوردار بود که توانست ۳.۵ میلیون دلار بودجه برای آن جمع‌آوری کند. "میشل اِگِر" بنیان‌گذار و رئیس "BIOMILQ" و "لیلا استریکلند" دیگر بنیان‌گذار این شرکت اکنون امیدوارند که این شیر جدید بتواند به کاهش ردپای کربن از بازار جهانی شیر خشک کمک کند. "استریکلند" که برای شیردهی به فرزندان خود نیز دچار مشکل بوده است، در مورد این محصول جدید می‌گوید: فرضیه اصلی ما همیشه این بوده است که شیر مادر فراتر از مجموع مواد آن است و همه اجزای آن به عنوان یک سیستم پویا با هم کار می‌کنند. جدیدترین کار ما نشان می‌دهد که بسیاری از پیچیدگی‌های شیر را می‌توان با تکرار رابطه پیچیده بین سلول‌های تولید کننده آن و شرایطی که در طول شیردهی در داخل بدن تجربه می‌کنند، تکرار کرد. این شرکت تضمین می‌کند که محصولش دارای مشخصات مغذی بودن است و با انواع و نسبت‌های مورد انتظار پروتئین‌ها، کربوهیدرات‌های پیچیده، اسیدهای چرب و سایر چربی‌های فعال که به وفور در شیر مادر وجود دارند، مطابقت دارد. در نتیجه این محصول جدید دارای مجموعه‌ای جامع از پروتئین‌های شیر انسان است که نه تنها نوزادان را تغذیه می‌کند، بلکه از آنها محافظت می‌کند. این شرکت تأکید می‌کند که این ترکیب جدید دقیقاً همانند شیر مادر نیست، اما فاقد سموم محیطی، مواد حساسیت‌زای غذایی و داروهای تجویزی برای مادر است که اغلب در شیر مادر شناسایی می‌شوند. این خبر خوبی است زیرا هدف این محصول این نیست که به طور کامل جایگزین شیردهی شود، بلکه گزینه دیگری برای تغذیه تکمیلی مناسب نوزاد ارائه می‌دهد
  11. آیا خوردن ماست می‌تواند از زوال عقل جلوگیری کند؟ مطالعات متعددی تأثیر ماست بر سلامتی را مورد بررسی قرار داده‌اند، اما یک مطالعه جدید نشان داد که مصرف ماست می‌تواند در برابر یکی از شایع‌ترین بیماری‌های دهه‌های اخیر که هیچ درمانی ندارد، موثر باشد. به گزارش جروزالم پست، پیش‌بینی می‌شود که تا سال ۲۰۵۰ در سراسر جهان به دلیل افزایش جمعیت ۱۵۰ میلیون نفر دچار زوال عقل شوند. اگرچه هیچ درمانی برای آلزایمر وجود ندارد، اما بر اساس یافته‌های جدید باکتری‌های موجود در روده ما می‌توانند از این بیماری جلوگیری کنند. در مطالعه محققان ایرلندی نشان داده شده که مشکلات حافظه پس از دریافت باکتری‌های دوستدار روده در موش‌های آزمایشگاهی برعکس شده است. این یعنی ماست حاوی باکتری‌های پروبیوتیک می‌تواند به جلوگیری از بیماری آلزایمر کمک کرده و راه را برای توسعه مصرف پروبیوتیک‌ها باز کند. پروفسور جان کریان، از کالج دانشگاهی کورک ایرلند که تحقیقاتش در مجله Nature Aging منتشر شده، می‌گوید: «میکروبیوم می‌تواند از خرابی مغز ناشی از افزایش سن جلوگیری کند. ما همچنین در مطالعه اخیر شواهدی از بهبود توانایی یادگیری و عملکرد شناختی در کسانی که پروبیوتیک دریافت کرده بودند، مشاهده کردیم.» ماست یکی از غذاهای غنی از باکتری‌های پروبیوتیک است. صدها نوع باکتری به طور طبیعی در روده ما وجود دارد. در حالت ایده‌آل، ما باید تعادلی بین میزان باکتری‌های مضر و بی‌ضرر در بدن خود ایجاد کنیم. باکتری‌های پروبیوتیک عملکردهای مهم بسیاری از جمله کمک به تجزیه اجزای غذا، تقویت سیستم ایمنی بدن و کاهش نفوذپذیری روده در برابر مواد مضر دارند
  12. فاصله طبقاتی بیشتر در جوامع ثروتمندان را خسیس‌تر می‌کند نتایج یک تحقیق جدید نشان داد افراد ثروتمند خسیس تر از افرادی با درآمدهای کمتر هستند و تمرکز ثروت در دستان افرادی معدود از جامعه ممکن است منجر به شکل گیری این اعتقاد شود که وی مهمتر و لایق تر از دیگران است. به گزارش بلومبرگ، نتایج یک تحقیق جدید نشان می دهد که نابرابری موجب می شود افراد ثروتمند سخاوت کمتری به خرج دهند. این تحقیق که توسط اکادمی ملی علوم آمریکا انجام شده اولین تحقیق در مورد چگونگی تاثیرگذاری نابرابری بر نوع دوستی است. بر اساس تحقیق های انجام شده در آمریکا افراد ثروتمند خسیس تر از افرادی با درآمدهای کمتر هستند. اما مطالعه انجام شده در اروپا و ژاپن این نتیجه را تایید نکردند. محققان از آمارهای یک تحقیق ملی صورت گرفته از ۱۵۰۰ شهروند آمریکایی برای انجام این مطالعه کمک گرفته اند. به شرکت کنندگان در این مطالعه گفته شده بود که ۱۰ بلیط بخت آزمایی دارند و به آنها این فرصت داده شده تا برخی از آنها را به یک شرکت کننده ناشناس بدهند. زمانی که محققان نتایج این تحقیق را در کنار سطح نابرابری موجود در ایالت های مختلف آمریکا گذاشتند، متوجه شدند که افراد ثروتمند در ایالت هایی با سطح بالای نابرابری به میزان قابل توجهی خسیس تر از همتایانشان در ایالت هایی بودند که ثروت در آنها عادلانه تر توزیع شده بود. محققان برای بالا بردن ارزش و اعتبار یافته های خود، ۷۰۰ نفر دیگر را به صورت آنلاین مورد پرسش قرار دادند. به این افراد داده هایی غیرواقعی ارائه شد که نشان می داد ایالت های آنها دارای میزان نابرابری بالا یا پایین هستند. به این آزمایش شوندگان نیز فرصت داده شد تا بلیط های بخت آزمایی خود را به دیگران بدهند. نتیجه این بود که افراد ثروتمندی که معتقد بودند در ایالت هایی با سطح نابرابری بالا زندگی می کنند، تمایل کمتری نسبت به بخشندگی در مقابل افراد فقیرتر داشتند. به عقیده انجام دهندگان این تحقیق، ثروت در دستان افرادی معدود از جامعه ممکن است منجر به شکل گیری «این اعتقاد شود که وی مهمتر و لایق تر از دیگران است.» این حس حق به جانب بودن می تواند ثروتمندان را خسیس تر کند، و آنها را به این اعتقاد برساند که منابع ثروت به حق به آنها تعلق دارند.
  13. چرا تحقیق درباره مغز مهم است؟ حدود یک سوم جوایز نوبل فیزیولوژی و پزشکی تاکنون به محققین علوم اعصاب تعلق یافته است، جمعا ۲۹ جایزه نوبل Nobel Prize – Neuroscience اروپا و امریکا به ترتیب در دو پروژه Human Brain Project-HBP و Brain Initiative با صرف میلیاردها دلار، با توسعه فناوریهای نوین و طراحی مدلهای محاسباتی پیشرفته از مغز در حال رمزگشایی از اسرار مغز هستند : Brain-mapping projects to join forces از سال ۱۹۹۶ تا ۲۰۱۴ جمعا ۱٫۷ میلیون محقق در زمینه مغز و رفتار مقاله تحقیقی ISI ارائه داده اند : Elsevier Brain Science Report 2014 از سال ۲۰۱۰ تاکنون ۱٫۸ میلیون مقاله علوم اعصاب منتشر شده است که مجموعا ۱۶ درصد کل تولید علم بشری و در بعضی کشورها بیش از ۲۰ درصد تولید علمی است. کجا ایستاده ایم؟ هنوز به طور کامل نمی دانیم مغز سالم چطور کار می کند و به هنگام بیماری چه اختلالاتی در عملکرد مغز به وجود می آید و به تبع آن درمانهای موثری برای اختلالات روانی نداریم. هزینه های تحمیلی که فقط “زوال عقلی” در امریکا دارد برابر ۱۶۰ میلیارد دلار در سال است (برای هر امریکایی ۵۰۰ دلار!)، این هزینه از مجموع هزینه های تحمیلی بیماریهای قلبی و سرطان در امریکا بیشتر است: Monetary Costs of Dementia in the United States با افزایش میانگین سنی جوامع، میزان بروز و شیوع مشکلات مغز و اعصاب و روان و به تبع آن هزینه های جوامع و رنج انسانها افزایش می یابد. مجموعا حدود ۶۰۰ بیماری مغز و اعصاب تاکنون شناسایی شده است که برای اکثر آنها درمان موثری نداریم. هنوز از علت و ماهیت دقیق اسکیزوفرنی و اوتیسم و … آگاهی نداریم، بیماریها و اختلالاتی که شاید به اندازه خود فرد بیمار، برای خانواده و اطرافیان وی هم دردناک باشند.
  14. هفت ویژگی که شخصیت شما را لو می‌دهد همه ما می‌دانیم که نباید دیگران را از روی ظاهر قضاوت کرد، اما حقیقت کمی متفاوت است. درست از همان زمانی که یا شخص دیگری آشنا می‌شویم، آن فرد ما را از روی چند مورد قضاوت می‌کند. البته این قضیه فقط در مورد دیگران نیست، ما هم زمانی که با شخصی دیگر آشنا می‌شویم چنین قضاوت‌هایی را انجام می‌دهیم. درست است که شما در شناسایی افراد دیگر دنبال ویژگی‌های مثبت اخلاقی چون صداقت، مهربانی و هوش هستید، اما موارد ریز نیز بی‌تاثیر نیست. اهمیت دادن به مدل موی دوستتان حتی در برخی موارد شما را به ادامه دوستی ترغیب می‌کند. به طور کلی، برخی نکات ظاهری هستند که باعث می‌شوند شما نسبت به شخص دیگر قضاوت کنید و یا تصمیم دیگری بگیرید. از این رو، چندین ویژگی وجود دارد که دیگران شخصیت شما را بر اساس آن قضاوت می‌کنند. 1️⃣ دست خط : بر اساس یک مطالعه انجام شده، سبک و اندازه دست خط حاوی اطلاعات شخصیتی است. این مطالعه توسط شرکت ملی خودکار بریتانیا صورت گرفت و طی آن مشخص شد که اشخاص خجالتی، باریک بین و درس‌خوان معمولا دست خط ریزتری دارند. در سوی دیگر، افراد اجتماعی‌تر تمایل دارند با دست خط بزرگ توجه دیگران به خود جلب کنند. علاوه بر این مسئله، افرادی که با مسائل به شکلی جدی برخورد می‌کنند بیشتر بر روی خودکار خود فشار می‌دهند. این در حالی است که افراد حساس کمتر روی خودکار فشار وارد می‌کنند. 2️⃣ رنگ مورد علاقه : رنگ‌ها همواره از جایگاه خاصی در روانشناسی برخوردار بوده‌اند. بر همین اساس، مقاله‌ای در سایکولوژی تودی به چاپ رسید که می‌گوید رنگ مورد علاقه شما برای لباس‌هایتان حاوی اطلاعات ارزشمند شخصیتی است. افرادی که بیشتر لباس مشکی به تن می‌کنند حساس‌تر و هنرمندتر بوده و به جزئیات توجه بیشتری می‌کنند. افرادی که بیشتر لباس‌هایی با رنگ قرمز به تن می‌کنند هم از جنب و جوش بیشتری برخوردار بوده و در زندگی بیشتر تلاش می‌کنند. افرادی که بیشتر رنگ سبز می‌پوشند مهربان‌تر و وفادار بوده و لباس سفید نشان از نظم و منطقی بودن آن شخص دارد. این مقاله همچنین به ما می‌گوید که افرادی که بیشتر لباس آبی به تن می‌کنند حساس و استوار بوده و به اطرافیان خود بیشتر از دیگران اهمیت می‌دهند. 3️⃣ جویدن ناخن‌ها : برخی از اعمال عصبی تکرارشونده می‌تواند حاوی اطلاعات مهمی از شخصیت شخص باشد. اگر اتفاقی بیفتد که شما را به اندیشیدن وادار کند، بدن شما به چگونه پاسخ خواهد داد؟ آیا مدام موهای سر یا دستتان را می‌کشید و یا ناخن‌هایتان را می‌جوید؟ برخی از افراد خود را نیشگون می‌گیرند، شما از این دسته هستید؟ این موارد می‌تواند به معنای ناامیدی، عجول بودن، خستگی و یاس باشد. پژوهشی به طور خاص بر روی جویدن ناخن کار کرده و می‌گوید که افرادی که مرتب ناخن خود را می‌جوند، افرادی کمال گرا، نگران و البته عصبی هستند. 4️⃣ کفش‌ها : روانشناسان بارها بر روی این مسئله تاکید کرده‌اند که می‌توان دیگری را بر اساس کفش‌هایش قضاوت کرد. عمری گیلات، محقق دانشگاه کانساس آمریکا، پژوهشی را در این رابطه انجام داده که می‌گوید می‌توان تنها با بررسی قیمت، رنگ و وضعیت کفش بیش از ۹۰ درصد ویژگی‌های شخصیتی صاحب کفش را حدس زد. وی می‌گوید مواردی چون درآمد، وابستگی سیاسی، جنسیت و حتی سن را می‌توان از این طریق حدس زد. 5️⃣ چشم‌ها : چشم‌ها آینه روح هستند. چشم‌ها می‌توانند به اندازه‌ی کتاب‌ها در مورد شخصیت شما به دیگران بگویند. طرز فکر، احساسات درونی، میزان وفاداری و همچنین خیانت‌کاری را می‌توان از روی چشم‌ها خواند. در این زمینه نیز پژوهشی انجام شده که می‌گوید افرادی که رنگ چشمایشان آبی است، سازش‌پذیری کمتری داشته و بیشتر به مشروبات الکلی تمایل نشان می‌دهند. اطلاعات دیگری که چشم‌ها به ما می‌دهند این است که اگر با کسی تماس چشمی برقرار کردید و آن طرف نتوانست برای مدت طولانی این رابطه را برقرار کند، بدین معنا است که آن شخص از خودداری و اراده ضعیف‌تری برخوردار است. 6️⃣ وقت شناس بودن : اینکه زود یا دیر سر قرار حاضر می‌شوید از اهمیت زیادی برخوردار است. هر دو حالت اطلاعات مثبت و منفی فراوانی را از شخصیت شما در اختیار طرف مقابل می‌گذارد. البته حدس زدن تاثیر هر یک از حالات کار دشواری نیست: اگر زود سر قرار حاضر شوید بدان معنا است که نسبت به وقت دیگران اهمیت قائلید و در غیر این صورت، تاثیر منفی از خود به جای خواهید گذاشت. 7️⃣ نحوه دست دادن : از نظر روانشناسی، کسانی که محکم دست می‌دهند اعتماد به نفس و شخصیت استواری را از خود نمایش می‌گذارند. این دسته از افراد شخصیتی برونگرا داشته که تمایل دارند راجع به احساسات خود با دیگران صحبت کنند. البته ناگفته نماند که این افراد شخصیت چندان آرام و متینی ندارند! به طرف دیگر ماجرا بنگریم، کسانی که شل دست می‌دهند از عدم اعتماد به نفس کافی رنج برده و از چالش‌ها استقبال نخواهند کرد. البته دست دادن اطلاعات دیگری را هم بازگو می‌کند. اشخاصی که دستشان را به سمت شما دراز می‌کنند، روحیه‌ای اجتماعی داشته و کسانی که غیر صمیمی هستند معمولا از دراز کردن دستشان امتناع می‌ورزند. در آخر، خودتان را بر اساس این معیارها بسنجید و ببینید که از نظر ظاهری چه تصویری از خود به جای می‌گذارید.
  15. 10 رازی که همه آقایان باید درمورد مغز خانم‌ها بدانند یافته‌های علمی نشان می‌دهد که تفاوت‌های جنسیتی مسئله‌ای ذاتی است. اختلاف زنان با مردان فقط در فرم اندام و سبک لباس پوشیدنشان نیست. در زیر به ۱۰ نکته‌ای اشاره می‌کنیم که هر مردی باید درمورد زنان بداند. 1️⃣ براساس چرخه عادت ماهیانه‌اش، هر روز تغییر می‌کند : مشکلات قبل از عادت‌ماهیانه، بیشتر از ۸۰ درصد از خانم‌ها را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد. اما خانم‌ها هر روز ماه تحت تاثیر این چرخه ماهیانه هستند. سطح هورمون‌ها به طور منظم در مغز و بدن خانم‌ها تغییر می‌کند، ظاهرشان، سطح انرژی‌شان و حساسیت‌شان را نیز دستخوش تغییر می‌کند. حدود ۱۰ روز بعد از شروع عادت‌ماهیانه، درست قبل از تخمک‌گذاری، زنان احساس شادی بیشتری می‌کنند. ناآگاهانه لباس‌های جذاب‌تری می‌پوشند، چون سطح بالای استروژن و تستوسترون او را به پیدا کردن فرصت‌های جنسی بیشتر در طول این دوران باروری ترغیب می‌کنند. یک هفته بعد از آن، پروژسترون آنها افزایش می‌یابد، هورمونی که درست مثل والیوم می‌ماند و باعث می‌شود زنان فقط دوست داشته باشند با یک فنجان چای و یک کتاب در تختخواب زیر پتویشان بروند. هفته بعد از آن، پایین آمدن پروژسترون، موجب آسیب‌پذیری و حساسیت بالای خانم‌ها می‌شود. روحیه اکثر خانم‌ها، ۲۴-۱۲ ساعت قبل از شروع عاد‌ت‌ماهیانه، به بدترین وضعیت خود می‌رسد. 2️⃣ شهودی هستند : مردها می‌توانند خیال خود را راحت کنند که زنان می‌توانند به راحتی ذهنشان را بخوانند. اما درک و بصیرت زنان بیشتر از اینکه جادویی باشد، بیولوژیکی است. در طول مسیر تکامل انسان‌ها، زنان برای توانایی که در زنده نگه داشتن بچه‌ها داشتند، که شامل برآوردن نیاز غذایی، گرمایشی، تربیتی و امثال آن می‌شود، انتخاب شده بودند. این یکی از دلایلی است که توضیح می‌دهد چرا زنان، نتایج بسیار بهتری در تست‌هایی که نیازمند درک اشارات غیرکلامی باشد، کسب می‌کنند. زنان نه تنها ظاهر فیزیکی افراد را بهتر به خاطر می‌سپارند، بلکه اشارات غیرکلامی که در حالات صورت، اندام و لحن صدا نشان داده می‌شود را درک می‌کنند. اما این مهارت فقط محدود به بزرگ کردن فرزند نیست. زنان عمدتاً از آن استفاده می‌کنند تا بگویند رئیس، شوهر یا حتی غریبه ها چه در سر دارند. 3️⃣ از خشونت دوری می‌کند : موقعیت‌های استرس‌زا در مردان واکنش جنگ و گریز ایجاد می‌کند اما محققان نشان داده‌اند که زنان بعد از حس کردن یک تهدید، به طور غریزی واکنش تمایل یا دوستی را از خود نشان می‌دهند. این یعنی برای ایجاد اتحاد استراتژیک، از واکنش فیزیکی خودداری می‌کنند. زن‌ها بخاطر وابستگی بیشتر بچه‌ها به بقای آنها، طوری رشد یافته‌اند که از خشونت دوری کنند. (در دوران باستان، مردان پیشینیان ما، برای منتقل کردن ژن خود، فقط باید رابطه‌ جنسی برقرار می‌کردند اما زنان باید تا به دنیا آمدن بچه و بزرگ کردن آنها زنده می‌ماندند.) اینطور نیست که زن‌ها خشن نباشند، طریقه خشونت‌ورزی آنها متفاوت است. آنها روش‌های غیرمستقیم‌تری را برای رویارویی انتخاب می‌کنند. 4️⃣ به طرز متفاوتی به درد و اضطراب واکنش می‌دهد : مطالعات تصویربرداری مغز طی ۱۰ سال گذشته نشان داده است که مغز زنان و مردان به درد و ترس به طرز متفاوتی واکنش می‌دهند و مغز خانم‌ها حساس‌تر است. مغز خانم‌ها نه تنها در برابر استرس‌های بسیار کوچکتر هم حساس است بلکه می‌تواند به سطوح بالاتری از استرس هم عادت کند. حساسیت به استرس می‌تواند فوایدی در بر داشته باشد: تشتت وضعیت ذهنی فرد را برطرف کرده و آن را متمرکزتر می‌کند. اما اگر این اضطراب مدت زمان بیشتری طول بکشد، می‌تواند مخرب باشد. یافته‌های این مطالعات می‌تواند توضیح دهد که چرا خانم‌ها بیشتر در معرض افسردگی، اختلال استرس پس از سانحه و سایر اختلالات اضطرابی قرار دارند. 5️⃣ از کشمکش و مشاجره متنفر است (از بی‌محلی، بیشتر) : برای جلوگیری از کشمکش و مشاجره، در طول سیر تکامل انسان، زنان بیش از اندازه حساس به اشارات میان‌فردی شده‌اند، وضعیتی که زنان را نسبت به این برخوردها بی‌طاقت می‌کند. جریان شیمیایی که در طول یک مشاجره به مغز زنان هجوم می‌آورد — مخصوصاً در مشاجراتی که با افراد نزدیک دارند — درست مثل حمله یک بیماریست. احتمالاً بخاطر توانایی بالایی که در خواندن فکر آدمها دارند، حرف نزدن و واکنش ندادن برایشان غیرقابل‌تحمل است. برای خانم‌ها یک جواب منفی بسیار بهتر از جواب ندادن است. 6️⃣ میل‌جنسی‌شان واکنش‌پذیر است : میل جنسی در خانم‌ها بسیار تاثیرپذیرتر از آقایان است. برای اینکه خانم‌ها از نظر جنسی تحریک شوند، مخصوصاً بخواهند به ارگاسم برسند و ارضا شوند، قسمت‌های مختلفی از مغزشان باید خاموش شود. و خیلی چیزها می‌تواند این قسمت‌ها را دوباره فعال کند. یک زن ممکن است بخاطر عصبانیت، بی‌اعتمادی یا حتی بخاطر اینکه پاهایش یخ کرده است، پیش‌روی‌های مردی را رد کند. بارداری، مراقبت از بچه‌های کوچک و یائسگی نیز می‌توانند بر میل جنسی خانم‌ها تاثیر بگذارند. بهترین توصیه برای مردان این است که از قبل برنامه‌ریزی کنند! پیش‌نوازی برای آقایان همه آن چیزهایی است که درست ۳ دقیقه قبل از خود عمل‌جنسی اتفاق می‌افتد اما برای خانم‌ها همه اتفاقاتی است که “۲۴ ساعت” قبل از آن پیش‌ آمده است! 7️⃣ بارداری تاثیر قابل‌توجهی بر فکر او دارد : در هشت ماهه اول بارداری، میزان پروژسترون تا ۳۰ برابر می‌شود و همین باعث می‌شود که خانم‌ها شدیداً آرام شوند. پروژسترون یک هورمون خواب‌آور بسیار قوی است. طبق مطالعه‌ای که در سال ۲۰۰۲ انجام گرفته است، مغز زن‌ها در دوران بارداری جمع می‌شود و تقریباً ۴ درصد کوچکتر از زمان عادی او می‌شود (نگران نباشید، تا شش ماه بعد از وضع‌حمل به حالت عادی برمی‌گردد). اینکه بارداری باعث می‌شود زن‌ها به طرز متفاوتی فکر کنند یا نه مسئله‌ای بحث‌انگیز است — یک مطالعه اخیر مشکلات حافظه را به هومون‌های بارداری مرتبط دانسته است — اما بعضی محققان عنوان کرده‌اند که این تغییرات، مدارهای مغزی را آماده می‌کند که رفتار مادرانه را هدایت کنند. محققان دریافته‌اند که این مدارها بعد از تولد ایجاد می‌شوند و با بغل کردن یک بچه، هورمون‌های مادرانه ترشح می‌کنند، حتی در زنانی که تابحال باردار نشده‌اند. 8️⃣ مادر بودن اثر قوی بر مغز او دارد : تغییرات جسمی، هورمونی، احساسی و اجتماعی که بلافاصله بعد از به دنیا آوردن فرزند، زنان با آن روبه‌رو می‌شوند، می‌توانند یک عمر طول بکشد. چون همه چیزهای دیگر تغییر کرده‌اند، برای اینکه تا حد ممکن قابل‌ پیش‌بینی باشد، به همه چیزهای دیگر نیاز دارد، ازجمله شوهرش. در طول سیر تکامل، پیشینیان ما به ندرت مادرانی تمام-وقت بوده‌اند زیرا همیشه کسانی برای کمک کردن به بچه‌داری در خدمت داشته‌اند و یک مادر نه‌تنها بخاطر خودش بلکه بخاطر فرزندش، به حمایت قابل‌توجهی نیاز دارد. تحقیقات نشان می‌دهد که توانایی مادر برای اینکه بتواند نیازهای فرزندش را به طور کامل برآورده کند، می‌تواند بر رشد سیستم عصبی و روحیات فرزند او تاثیر داشته باشد. یکی از راه‌هایی که مادر جهان -طبیعت- به او در این راه کمک می‌کند، شیردهی است. مراقبت از فرزند باعث می‌شود مادران با استرس‌های زیادی دست و پنجه نرم کنند (استرس زیاد می‌تواند بر قدرت شیردهی آنها تاثیر داشته باشد). حتی در یک تحقیق مشخص شد که شیردهی از کوکائین هم برای مغز زن شادی‌آورتر است. 9️⃣ دوبار دوران نوجوانی را تجربه می‌کند : هیچکس دوست ندارد دوباره نوجوانی را تجربه کند. تغییرات ظاهری و هورمونی که این دوران در ما ایجاد می‌کند، نه‌تنها ناراحتی ظاهری و روحی برایمان فراهم می‌کند بلکه سوالات زیادی از اینکه که هستیم و چه می‌کنیم در ذهنمان ایجاد می‌کند. اما خانم‌ها در سنین قبل از یائسگی وارد یک نوجوانی دوم می‌شوند. این دوران از سن حدود ۴۳ سالگی شروع شده و در ۴۷ یا ۴۸ سالگی به اوج خود می‌رسد (هورمون‌های مردان نیز با بالا رفتن سن تغییر می‌کند اما نه به اندازه خانم‌ها). علاوه بر نامنظم شدن عادت ماهیانه و گٌرگرفتگی‌ها، هورمون‌های زنان در طول این دوران آنقدر متحول می‌شود که به اندازه یک نوجوان دمدمی‌مزاج می‌شوند. طول این دوران از دو تا نه سال ممکن است طول بکشد و در اکثر خانم‌ها تا ۵۲ سالگی به اتمام می‌رسد. 🔟 در سنین میانسالی، عاشق خطر کردن می‌شود : وقتی آن تغییر به اتمام می‌رسد، و بدن او وارد دوران «پیشرفته» خود می‌شود، مغز زنانه دستخوش دومین تغییر خود می‌شود. با اینکه مردها با بالا رفتن سنشان، علاقه بیشتری به روابط خود پیدا می‌کنند، زنان در این دوران آماده خطر کردن می‌شوند — مخصوصاً اگر آشیانه‌شان خالی باشد. هنوز هم دوست دارد به دیگران کمک کند اما تمرکز او از خانواده‌ کنونی‌اش به جامعه منتقل می‌شود. او بعد از سال‌ها مراقبت از دیگران، حالا تمایل بیشتری برای رسیدگی به خودش و کارش پیدا می‌کند. برای خیلی از خانم‌های بالای ۵۰ سال، این دوران توام با شور زندگی و تمایل به ماجراجویی خواهد بود. منبع: نوروسافاری
×
×
  • اضافه کردن...